باد لودوس چه گرم می‌وزد. چه وحشی.

تورک‌ها یه «نیسگیل» دارند که مثل «داریخماخ» غیرقابل ترجمه‌اس. ساده‌تر اگر بگم: تصور کن یه چیزهایی وجود داشته باشه و آدمیزاد قبل از مرگ بهشون نرسه. یا شیرینی طبقهٔ بالای کابینت باشه و دستت نرسه حتی. اینجوری «نیسگیلی» میمیری و از دنیا میری. یه حسرت و «آهی» داره توش. چیزایی که انگار قابل دسترس هم بوده اتفاقاً، اما بهشون نرسیدی. 

تعمیم بده به زندگی و زیست ما در این پهنهٔ جغرافیایی عجیب. مثال بگم برات. «اگر» کسی در تهران سوار هواپیما بشه، شش ساعت بعد می‌رسه پاریس. لندن، پراگ. هر جا غیر این خاک پردردسر. اگر رو داخل گیومه انداختم که بگم چقدر «اگر» ناممکنیه. حداقل برای من، حداقل حالا. و این میشه نیسگیل. 

.

+ شبی آرام که مغشوشم؛ خانهٔ خیابان طوس.

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی ۱۴۰۰ساعت   توسط فرزاد  |