|
باد لودوس چه گرم میوزد. چه وحشی.
|
چونست حال بستانای باد نوبهاری کز بلبلان بر آمد فریاد بیقراری
گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت تو در میان گلها چون گل میان خاری
دلم را خوش کردهام به این
شادیهای کوچک. اگر اینها نباشند چه میشود؟ در مناسبتهای بزرگ هم الکی
شاد هستم. مثل همین عید. ادای آن آدمهایی را در میآورم که از آمدن عید
خوشحال و سر حالاند. سال هاست که دیگر عید برایم رنگ و بویی ندارد. دلیلش
را هم نمیدانم. فقط دلم عید واقعی میخواد با عیدیهای زیاد...!
میبی غش است بشتاب، فصلی خوش است دریاب سال دگر که دارد، امید نوبهاری