|
باد لودوس چه گرم میوزد. چه وحشی.
|
همیشه در بحرانم، بحرانهای خودساخته. احساس میکنم همیشه در برهه حساس کنونیام. بیثباتی اذیتم میکند. اهل هیجان نیستم. دنبال سکونم. یک زندگی راکد. یک جور رکود که در آن سیگارم را در استکان چایی خاموش کنم. بیآنکه فکر کنم خیلی کثیف کاری است. یا کاش وقتی منتظر اتوبوسم بنشینم روی نیمکت ایستگاه. بنشینم و زل بزنم. بدون اینکه بایستم و سیگار روشن کنم.