باد لودوس چه گرم می‌وزد. چه وحشی.

انگار کن سکانسی از فیلم‌های تارکوفسکی؛ لذت آنِ لحظه آمیخته به معنویت در نگرش آدمی: نشسته‌ام سرکلاس تاریخ هنر معاصر، کنار استاد محبوبم. کنار آدم‌هایی که دوستشان دارم. باد بیرون پنجره کلاسی در طبقه دوم دانشکده می‌وزد و باران شلاق می‌اندازد روی شاخه‌های درخت در خیابان. استاد از تاش‌های قلم ناب و منحصر به فرد نقاشان امپرسیونیسم می‌گوید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۸ساعت   توسط فرزاد  |