|
باد لودوس چه گرم میوزد. چه وحشی.
|
انگار کن سکانسی از فیلمهای تارکوفسکی؛ لذت آنِ لحظه آمیخته به معنویت در نگرش آدمی: نشستهام سرکلاس تاریخ هنر معاصر، کنار استاد محبوبم. کنار آدمهایی که دوستشان دارم. باد بیرون پنجره کلاسی در طبقه دوم دانشکده میوزد و باران شلاق میاندازد روی شاخههای درخت در خیابان. استاد از تاشهای قلم ناب و منحصر به فرد نقاشان امپرسیونیسم میگوید.